عبد الجليل قزوينى رازى

71

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

خداست تغيّر شير بر آن وجه هم « 1 » مقدور بايد دانستن ، و اگر حسين منصور و رابعه را آن محلّ و منزلت هست در حقّ رضا هم روا بايد داشتن كه نصّ « 2 » است از قبل خدا ، و معصوم است از همه خطا ، و اگر نه دست از مذهب بد خود بداشتن و مذهبى دگر طلب كردن كه چون بيست و پنج سال رافضى بوده باشد بيست و پنج سال مجبّرى كفايت بود و مذهبى اختيار كردن بخلاف هردو ، و با « 3 » هر مذهب كه دارد بدانستن كه هركه را يك ذرّه بغض مرتضى و رضا در سينه و دل گذارد « 4 » در مولودش نظر « 5 » دارد و اين نقصان از تفريط مادر دارد . آنگه گفته است كه : « از « 6 » محالات دگر كه رافضيان گويند آنست كه گويند : على در چاه رفت و با جنّيان جنگ كرد و اند « 7 » جنّى را به تيغ بيازرد و از چاه برآمد تيغ « 8 » خون‌آلود ، و خبر داد كه چند جنّى و شيطان را بكشتم ، و امثال اين خرافات و ترّهات بر على بندند و همهء دفترهاىشان مالامال اين « 9 » خرافات و بهتانها باشد » . امّا جواب اين كلمات بر سبيل اختصار آن باشد كه اگر اين مدّعى هنوز بندانسته است كه جنّيان مكلّف‌اند به شريعت و احكام قرآن چنان كه انسان ، قرآن مجيد پيش بايد گرفتن و برخواندن كه بارى تعالى ايشان را در تكليف تقديم مىدهد و مىگويد : سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ « 10 » و بديگر موضع مىگويد : قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً * يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ « 11 » و بدگر موضع مىگويد : يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ

--> ( 1 ) - ب م : « بر آن ديبا » . ( 2 ) - ب م : « منصوص » : ( 3 ) - همهء نسخ « يا » به دو نقطهء تحتانى . ( 4 ) - ح : « گذرد » و بقرينهء دو سجع بعدى متن صحيح است و شايد « گذاردن » بمعنى گذشتن آمده باشد . ( 5 ) - ح د : « مولدش خطر » . ( 6 ) - ع ث ب م : « كه آن » يا « كه اين » . ( 7 ) - ب ث م : « و بسيار » و « اند » در لغت بمعنى چند و چندان است و بمعنى بضع و نيف نيز ميآيد كه اعداد فرد از سه تا بنه را شامل مىباشد چنان كه در نصاب آمده : « بضع از سه تا بنه مرفردها را سازنام » و براى تفصيل بكتب لغت مراجعه شود . ( 8 ) - ح د : « با تيغ » . ( 9 ) - ح : « از اين » ( 10 ) - آيهء 31 سورهء مباركهء الرحمن . ( 11 ) - آيهء 1 و 2 سورهء مباركهء الجنّ .